img
img
img
img
img
img
تاریخ انتشار: ۷ مهر ۱۴۰۵
روباه شنی؛ وقتی خودِ جایزه مسئله می‌شود

روباه شنی؛ وقتی خودِ جایزه مسئله می‌شود

نتیجه‌ها برای خود ما هم مهم‌اند. آدم دوست دارد بداند کتابی که به آن رأی داده چه وضعی پیدا کرده. می‌خواهیم ببینیم چه کتابی بالا آمده و بقیه به چه چیزی رأی داده‌اند.

اما یک جایی ممکن است دیگر درباره خود کتاب حرف نزنیم؛ فقط نگران باشیم «کتاب ما» از «کتاب آن‌ها» جلو بزند.

برای فوتبال گفتن «تیم ما» و «تیم شما» طبیعی است. درباره کتاب کمی عجیب‌تر است. کتاب که قرار نیست گل بزند. با این حال، وقتی یک عنوان خیلی جلو می‌افتد، حالت طرفداری راحت وارد بحث می‌شود. رأی دادن به کتاب دیگری سخت‌تر می‌شود، انگار داری برخلاف جمع حرکت می‌کنی.

کتابی که رأی کمتری آورده لزوماً ضعیف‌تر نیست. شاید کمتر دیده شده، شاید مخاطبش محدودتر بوده، شاید برای ده نفر خیلی مهم بوده و برای صد نفر معمولی. جدول رتبه‌بندی این تفاوت‌ها را صاف می‌کند.

مد همیشه هم بد نیست. گاهی یک موج باعث می‌شود آدم‌هایی کتابی را بخوانند که بدون آن سراغش نمی‌رفتند. خود ما هم ممکن است به خاطر سروصدای دور یک کتاب آن را شروع کنیم. مسئله وقتی است که فکر کنیم برای عقب نماندن از جمع، باید همان چیزی را دوست داشته باشیم که بقیه دوست دارند.

ما برای دیده شدن برنامه محتوا می‌سازیم، کلیپ طراحی می‌کنیم و قرار است پوستر را به کتاب‌فروشی ببریم. پس نمی‌توانیم وانمود کنیم تبلیغ روی انتخاب اثر ندارد. سؤال این است که چطور برنامه را معرفی کنیم، بدون این‌که چند عنوان را از قبل هل بدهیم جلو.

جوابش را هنوز نمی‌دانیم. شاید فرمول کاملی هم نباشد. فعلاً دوست داریم هیجان نتیجه بماند، اما بعد از تمام شدن رأی‌گیری فقط اسم برنده نماند. این‌که چند کتاب تازه پیدا کرده باشیم یا درباره چند انتخاب جدی حرف زده باشیم هم مهم است.

هنوز معلوم نیست همیشه همین‌طور می‌شود. شاید باید هر دوره دوباره از خودمان بپرسیم.